تازه های سایت
خانه » راهیان نور » مهمان والعصر

بایگانی دسته بندی ها : مهمان والعصر

اشتراک به خبردهی

هفتمین مهمان والعصر

شهید آیت الله حاجی هاشمی،مهندسی مکانیک،اسفرجان شهرضا خودمان را برای عملیات والفجر8 آماده کردیم.ایستاد و گفت:”میخواهم چیزی بگویم.همه گوش کنید.می خواهم حلالم کنید من امروز ساعت 10شهید می شوم”.یکباره همه خندیدند و شروع به شوخی و مسخره بازی کردند.باورمان نمی شد،ولی در همان ساعتی که گفته بود و به همان شکلی که در وصیت نامه اش از خدا خواسته بود،به ... بیشتر بخوانید »

ششمین مهمان والعصر

    شهید مجتبی احمدیان،علوم تربیتی،علامه تهران اکنون نه وقت ماندن، که وقت حرکت است و نه وقت مردن که وقت شهادت است کمی به زمانیکه در آن زندگی می کنیم بیندیشیم موقعیت از هر جهت آماده فداکاری، از خود گذشتن و ایثار است اگر فرصت ها ارزان از دست بروند دیگر بر نخواهند گشت، نگذاریم از چپ وراست بر ... بیشتر بخوانید »

پنجمین مهمان والعصر

شهید علی اصغر توانگرریزی،دانشجوی رشته مهندسی برق،صنعتی اصفهان *یکی از ماههای گرم سال بود.مهمانی دعوت داشتیم.مثل همیشه نمازش را در مسجد خواند و آمد.رفتم به صاحبخانه گفتم که او روزه است،تا افطاری برایش بیاورد.غذا را با اکراه خورد. در راه باز گشت گفت:”چه کسی بهشان گفته بود که من روزه ام؟”گفتم:”من”با ناراحتی نگاهم کرد و ادامه داد:”مگر نمی دانی دوست ... بیشتر بخوانید »

چهارمین مهمان والعصر

شهید عباسعلی فینی زاده،کاشان،مهندسی شیمی: الان‌، برخی‌ از دانشجویان‌ فقط به‌ درس‌ می‌‌پردازند و کار به‌ جبهه‌ و اسلام‌ و سیاست‌ ندارند و بعضی‌ بی‌‌تفاوتند، بعضی‌ هم‌ فقط در جبهه‌ حضور پیدا می‌‌کنند و به‌ درسشان‌ نمی‌‌رسند. ما باید هر دو جبهه‌ را داشته‌ باشیم‌. الان‌، می‌‌بینیم‌ که‌ کشور به‌ افراد متخصص‌ نیاز زیادی‌ دارد پس‌ اگر افراد متعهدی‌ که‌ ... بیشتر بخوانید »

سومین مهمان والعصر

شهید محمود رضا ناظمی، مهندسی عمران،بیرجند… *حسابی خوش تیپ کرده و به سر و وضعش رسیده بود…شلوار لی با پیراهن تمیز و اتو کشیده…خندیدم و گفتم:”چی شده شلوار لی پوشیدی؟”جواب داد:”من یک ماموریتی دارم.باید یک نفر را به راه بیاورم” می دانستم دوستانی دارد که از نظر ظاهری خیلی با او متفاوت هستند.وقتی در مراسم خاکسپاری تعدادشان را دیدم تعجب ... بیشتر بخوانید »

دومین مهمان والعصر

شهید آوینی میگوید : تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به ... بیشتر بخوانید »

اولین مهمان والعصر

شهید دکتر مصطفی چمران به روایت همسر شهید…. یادم هست در یکی از سفر هایی که به روستا ها می رفت همراهش بودم. داخل ماشین هدیه ای به من داد. اولین هدیه اش به من بود و هنوز ازدواج نکرده بودیم. خیلی خوشحال شدم و همانجا بازش کردم دیدم روسری است؛ یک روسری قرمز با گل های درشت. من جا خوردم، ... بیشتر بخوانید »