تازه های سایت
خانه » از کجا چه خبر » شهادت امام موسی کاظم(ع)

شهادت امام موسی کاظم(ع)

امام هفتم شیعیان و نهمین معصوم ازمعصومین ۱۴ گانه ، حضرت موسی بن جعفر (ع) ملقب به کاظم می باشد.

آن حضرت در روز یکشنبه هفتم ماه صفر سال ۱۲۸ هجری در ابواء (منزلی است بین مکه و مدینه ) چشم به

دنیا گشود. آن حضرت ۲۰ سال در خدمت پدر بزرگوارش امام صادق(ع) زیست و پس از رحلت آن امام معصوم

۳۵ سال عهده دار منصب امامت و رهبری خلق خدا بود . ایشان در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری در زندان هارون

الرشید عباسى در ۵۵ سالگى به دستور هارون مسموم شد و به شهادت رسید، مرقد شریف این امام همام نزدیک بغداد

زیارتگاه شیفتگان حضرتش است، به همین مناسبت برشی از کتاب «سیری در سیره ائمه اطهار» درباره چگونگی

شهادت امام موسی کاظم(ع) به روایت استاد شهید مرتضی مطهری در ادامه می‌آید:

زندانی که امام کاظم (ع) در آن به سر برد، زندان سندی بن شاهک بود، یک وقت خواندم که او اساساً مسلمان نبوده و یک مرد غیر مسلمان بوده است، از آن کسانی بود که هر چه به او دستور می‌دادند، دستور را به شدت اجرا می کرد، امام را در یک سیاهچال قرار دادند، بعد هم کوشش‌ها کردند برای اینکه تبلیغ بکنند که امام به اجل خود از دنیا رفته است.

نوشته‌اند که همین یحیی برمکی بن خالد برای اینکه پسرش فضل را تبرئه کرده باشد، به هارون الرشید قول داد که آن وظیفه‌ای را که دیگران انجام نداده‌اند، من خودم انجام می‌دهم، سندی را دید و گفت این کار (به شهادت رساندن امام) را تو انجام بده، و او هم قبول کرد. یحیی، زهر خطرناکی را فراهم کرد و در اختیار سندی گذاشت. آن را به یک شکل خاصی در خرمایی تعبیه کردند و خرما را به امام خوراندند و بعد هم فوراً شهود حاضر کردند، علمای شهر و قضاوت را دعوت کردند.(نوشته‌اند عدول المؤمنین را دعوت کردند، یعنی مردمان موجه، مقدس، آن‌ها که مورد اعتماد مردم هستند)

حضرت(ع) را هم در جلسه حاضر کردند و هارون گفت: ایها‌ الناس ببینید این شیعه‌ها چه شایعاتی در اطراف موسی بن جعفر(ع) رواج می‌دهند، می‌گویند: موسی بن جعفر در زندان ناراحت است، موسی بن جعفر چنین و چنان است. ببینید او کاملاً سالم است تا حرفش تمام شد، حضرت(ع) فرمود: دروغ می‌گوید، همین الان من مسمومم و از عمر من دو سه روزی بیشتر باقی نمانده است، اینجا تیرشان به سنگ خورد، این بود که بعد از شهادت امام، جنازه امام را آوردند در کنار جسر بغداد گذاشتند و هی مردم را می‌آوردند که ببینید! آقا سالم است، عضوی از ایشان شکسته نیست، سرشان هم که بریده نیست، گلویشان هم که سیاه نیست، پس ما امام را نکشتیم، به اجل خودش از دنیا رفته است.

سه روز بدن امام را در کنار جسر بغداد نگه داشتند برای اینکه به مردم این جور افهام کنند که امام به اجل خود از دنیا رفته است. البته امام، علاقه‌مند زیاد داشت، ولی آن گروهی که مثل اسپند روی آتش بودند، شیعیان بودند.
یک جریان واقعاً دلسوزی می نویسند که چند نفر از شیعیان امام، از ایران آمده بودند، با آن سفرهای قدیم که با چه سختی می‌رفتند. اینها خیلی آرزو داشتند که حالا موفق شده‌اند تا بغداد بیایند، لااقل بتوانند از این زندانی هم یک ملاقاتی بکنند. ملاقات زندانی که نباید یک جرم محسوب شود، ولی هیچ اجازه ملاقات با زندانی را نمی‌دادند. اینها با خود گفتند: ما خواهش می‌کنیم، شاید بپذیرند. آمدند خواهش کردند، اتفاق پذیرفتند و گفتند: بسیار خوب، همین امروز ما ترتیبش را می دهیم، همین جا منتظر باشید. این بیچاره‌ها مطمئن که آقا را زیارت می‌کنند، بعد بر می‌گردند به شهر خودشان که ما توفیق پیدا کردیم آقا را ملاقات کنیم، آقا را زیارت کردیم، از خودشان فلان مسأله را پرسیدیم و این جور به ما جواب دادند، همین طور که در بیرون زندان منتظر بودند که کی به آنها اجازه ملاقات بدهند، یک وقت دیدند که چهار نفر حمال بیرون آمدند و یک جنازه هم روی دوششان است. مأمور گفت: امام شما همین است.

از امام کاظم (ع) سی و هفت پسر و دختر باقی ماند که مقام امامت بعد از آن حضرت به فرزند گرامی اش حضرت علی بن

موسی الرضا (ع) منتقل گردید .

سخنانی از امام موسی کاظم :

((لغزش های دوستت را تحمل کن و او را برای روز حمله ی دشمنت نگه دار.))

((بدترین مردم کسی است که مردم امیدی به خیر او نداشته و از شرش درامان نباشند.))

((دانش مایه تمام خوبی ها و جهل مایه ی تمام بدی هاست))

*ای بنای حرم عدل و امان را بانی                                           وی ز رخسار تو آفاقْ همه نورانی

که گمان داشت که با آن همه تشریف و جلال                              یوسف فاطمه یک عمر شود زندانی؟*

                                       شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت باد.

منابع :     –    www.afkarnews.ir –

برگرفته از کتاب زندگانی چهارده معصوم به نگارش سید محمد صحفی

 

درباره‌ی سردبیر خواهران

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد