تازه های سایت
خانه » بایگانی/آرشیو برچسب ها : خاطره نگاری

بایگانی/آرشیو برچسب ها : خاطره نگاری

اشتراک به خبردهی

خاطره نگاری۱۳

سکانس اول یادمه شب اول اسکانمون تو اردوگاه شهیدباکری محل اسکانمون خیییییلی سرد بود خیلی که میگم خیییییلی بودا یه جورایی سیبری بود☃️. فرداصبحش گلوم خیلی درد میکرد،فکر میکردم گلو دردم بخاطره آلودگی هواس. 🙈 کم کم فهمیدم که ای وای بر من سرماخوردم🤒. آبریزش بینی هم ک چشمه جوشان و خروشانی بود ک یه لحظه متوقف نمیشد دستمال کاغذی ... بیشتر بخوانید »

خاطره نگاری ۱۴

قبل راهیان اینقد با مرورگرم سرچ کردم بلکه یه پس زمینه ی معنوی و آبرومند پیدا کنم… خلاصه تهش رسید به یه تصویر که تابلویی از یکی از مناطق راهیان بود، اگر عشقت نبود، اینجا نبودم ای شهید… انصافا عالی بود و تو دل برو… ….. اولین منطقه اگه اشتباه نکنم، فتح المبین بود، ماهم راهیان ندیده! گفتیم بریم چند ... بیشتر بخوانید »

خاطره نگاری ۱۲

بچه ها خواهشا قدر مسئول اتوبوس هاتون را بدونید…واقعا از جون مایه میذارن اصلا واسه همینه ک میگن مسئول اتوبوس شدن لیاقت میخاد و به هر کسی نمیدن( منبعش الان خاطرم نیس😜😜) عاغا مسئول اتوبوس چیه بگو آچار فرانسه… کلا هر جا گیر میفتادیم به مسئول اتوبوس میگفتیم سر سه سوت کارو حل میکرد…خدا خیرشان دهاد… مثلا ی جایی از ... بیشتر بخوانید »

خاطره نگاری دیده بان۱

اضافه شده واژه جنبل ” jonbol ” به دایره واژگان به گزارش راپورتچی افتخاری دیده بان ، یکی از مسئولان پس از مشاهده ساق دست های ”بنجل ” از شدت عصبانیت فریاد زد : اینا خیلی ” جنبلن“ . عاقو اصن یه وضعی بودا همه چی رو فراموش کردنو تا دو ساعت داغون داغون می خندید. قابل توجه زائران عزیز ... بیشتر بخوانید »

خاطره نگاری ۹

قبل نوشتن خاطره بر خودم واجب میدونم از تمامیی خادمینی که برای راهیان نور و شهدا در هر دوره ای زحمت میکشند تشکر خیلی خیلی ویژه و قدردانی کنم .چون میدونم خیلی سخته مسئولیت و هماهنگی..والبته سخته انتخاب شدن برای این کار .واقعا سعادت میخواد .همون نگاه شهدا و عنایاتشون کافیه . باید از خیلی برنامه ها و کارها و ... بیشتر بخوانید »

خاطره نگاری ۷

خب با سلام خدمت همه ی نقطه رهاییا خاطره من از اون شب تو شلمچه اس اون شب خداییش خیلی حال هممون خوب بود من که کلا وصله وصل شده بودم حس میکردم دیگه از این زمین کنده شدم و تو اسمونام انقدر تو حال خودم بودم که موقعی میخواستم برم پیش دوستام گودال گلو ندیدم یا بهتر بگم مرداب ... بیشتر بخوانید »

خاطره نگاری۴

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده… 🔻از بهشت چی بگم که حقش ادا بشه… واقعا نوشتن از اون حال و هوا سخته مخصوصا این که روی این زمین باشی و بخوای از یه آسمون حرف بزنی… قبول کنید سخته… 🔻سال قبل با خودم میگفتم حتما چون بار اولم هست و هیچ تجربه ای از اونجا ندارم اینقدر مشتاقم ... بیشتر بخوانید »

خاطره نگاری۳

سلام .حال شما؟😍😍😍 آخه خواهرای گل همراه در نقطه رهایی هر جایی که نباید وایسید سلفی بگیرید…😟 کنار یادمان خب ؟!اشکالی نداره 😉 کنار اروند خب؟!اشکال نداره 😉 تو لنج خب؟! اشکال نداره 😉 و… آخه میری روی تانک وای میسی خودت یا گوشیت میفتید توش!! آخرم گوشیت افتاد تو تانک خوبه خودت نیفتادی عزیزم 😃😃؟! حالا گوشیت به این ... بیشتر بخوانید »